Status             Fa   Ar   Ku   En   De   Sv   It   Fr   Sp  

زير حجاب اختناق


استبداد و خفقان، جبرا نمايى وارونه و مخدوش از حقايق سياسى جامعه ترسيم ميکند. هميشه سقوط رژيمهاى ديکتاتورى عاقبتى جز آنکه ناظران سياسى بر مبناى مشاهدات پيشين انتظار کشيده اند ببار آورده است. کاملا قابل فهم است که چگونه در يک فضاى مختنق ماهيت و توان و برنامه نيروها و احزاب سياسى، توازن قواى ميان نيروهاى اجتماعى، جهت و شتاب روند هاى سياسى و از همه مهم تر تمايلات سياسى و اجتماعى واقعى خود مردم و طبقات مختلف اجتماعى بدرستى بروز پيدا نميکند و منعکس نميشود. ايران تحت سلطه رژيم اسلامى نمونه زنده يک محيط سياسى خفه با سيماى سياسى مخدوش و روندهاى تاريخساز پنهان و پوشيده است. با حساب نمودها، شخصيتهاى سياسى حال و آينده ايران را بايد در ميان خاتمى ها و يزدى ها و سروشها جستجو کرد، ظاهرا کارگر و کمونيست نيرويى در مرکز صحنه سياسى نيست، ظاهرا سرنوشت آينده ايران را لبخند خاتمى و مزاج خامنه اى قرار است رقم بزند، ظاهرا مباحثات آينده ساز در ايران همان نشخوار چند باره مقولات انقلاب مشروطيت و روايات آخونديزه شده از خواست "عدالتخانه" است که زير تيتر "جامعه مدنى" صفحات نشريات ظاهرا "ذينفود" محافل ظاهرا "دگرانديش" پيرامون خود رژيم را انباشته است. خبرنگاران و خبرتراشان، شرق شناسان، متخصصين دول غربى، احزاب ملى و ميهنى، گروهها و دستجات جهان سومى و شرقزده اى که براى دوره اى بدلائلى خارج از اراده خويش دچار عارضه خود کمونيست پندارى شده بودند، همه با اشتياق به اين صحنه آشفته و اين تصوير معوج خيره شده اند و باور و نظر و الهامشان را از آن ميگيرند. اگر اينها را باور کنيم، ايران در آستانه يک رستگارى اسلامى ديگر است. آخوندهاى اهلى، با اسلامى معطر به گلاب مدرنيته، با دگرانديشانى به اندازه کافى مسلمان و مسلمانانى به اندازه کافى دگر انديش، با قانونى ملهم از فقه و فقيهى تابع قانون، قرار است ايران را در روندى تدريجى و بدور از آشوب و انقلاب وارد جمهورى اسلامى دوم کنند. و اين آن "جامعه مدنى" است که به زعم حجره دار نمازخوان بازار و پسران خارج درس خوانده اش، مردم ايران يک قرن است آرزو و استحقاقش را دارند. ايران از قرار در اين مسير افتاده است.

اما در پس اين معرکه، تاريخ واقعى در جهت ديگرى سير ميکند. بايد فراتر را نگاه کرد. گوش را بايد به زمين چسباند و لرزش بنيادهاى اين نظم ارتجاعى را حس کرد. جدال جارى در جامعه ايران مقابله اسلام قساوت و اسلام تساهل نيست، جدال ولايت فقيه و قانون نيست، بلکه جدال آزاديخواهى با استبداد و ارتجاع و اسلام در همه اشکال آن است. در سير تحولى که در پيش است شخصيتهاى جلوى صحنه امروز به سرعت بى ربط و محو خواهند شد. در مقابل ارتجاع اسلامى نه خرده اصلاح طلبان امروز، بلکه صف کمونيسم و آزاديخواهى و مساوات طلبى کارگرى، صف سکولاريسم پيگير و ضد مذهب، صف مدرنيسم و صف رهايى بى چون و چراى زن را خواهيم يافت. اينها تمايلات واقعى اکثريت عظيم مردم ايران است که امروز زير حجاب اختناق پنهان است و ميرود که آينده سياسى ايران را بسازد.

منصور حکمت

نشريه ايسکرا شماره ٣ - ١٤ فروردين ١٣٧٧ ٤ آوريل ١٩٩٨


hekmat.public-archive.net #1320fa.html